حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

168

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

عضد الدّوله در عراق و فارس بناهاى زياد از خود بيادگار گذاشته بود از جمله بسيارى از عمارات بغداد را كه خراب شده بوده تعمير كرده و بر مشاهد شهداى كربلا و قبر امير المؤمنين على گنبد و بارگاه ساخته و در بغداد و شيراز بانشاء بيمارستان عضدى و بناى آب‌انبارها پرداخته و سدّ معروف بند امير را بر رود كر براى مشروب ساختن جلگهء كربال در زير اصطخر فارس به پا داشته است . 2 - شرف الدوله ( 372 - 379 ) چون عضد الدوله وفات يافت امرا و رؤساى لشكرى پسر او ابو كاليجار مرزبان را با لقب صمصام الدوله بجاى او بامارت برداشتند . صمصام الدوله دو برادر خويش ابو الحسين احمد و ابو طاهر فيروز شاه را بفارس مأمور كرد تا ايشان مملكت اصلى و پاىتخت پدرى را از دست‌اندازى برادر ديگر يعنى ابو الفوارس شيرذيل « 1 » كه با لقب شرف الدّوله بر كرمان امارت ميكرد محفوظ دارند ليكن ايشان قبل از آنكه بفارس برسند شرف الدوله بشيراز آمد و بجاى پدر نشست و نام برادر را از خطبه انداخت سپس بصره را مسخر ساخت و حكومت آن را از جانب خود بابو الحسين احمد واگذاشت و چون صمصام الدّوله لشكر بدفع او فرستاد سپاهيان برادر را مغلوب كرد و بر قلمرو اصلى عضد الدّوله مستقر گرديد . يك سال بعد از فوت عضد الدّوله برادرش مؤيّد الدوله نيز در رى وفات يافت و وزير او صاحب اسماعيل بن عبّاد چنان كه بيايد فخر الدوله را كه در خراسان سرگردان ميزيست برى دعوت نموده بجاى برادر بامارت نشاند . صمصام الدوله خليفه را بفرستادن خلعت جهت فخر الدوله واداشت و خود نيز نسبت بعمّ خويش چنين كرد و او را به اين ترتيب متّحد و ياور خود نمود .

--> ( 1 ) - شيرذيل تلفظ ديلمى شيردل است .